سلطان محمد مطربي سمرقندي
503
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ « 200 » ] [ نثارى بخارايى ] [ 922 - 1005 ق / 1516 - 1597 م ] حسن خواجهنثارى بخارى - اعلى اللّه تعالى درجته فى فراديس الجنان - القاب و اوصاف موزون ملازمان مخدومى ، از آن بالاتر و والاتر است كه قلم شكسته رقم اين فقير كسير كثير التقصير ، به اعلى درجهء تحرير ، بلكه به ادنى پايهء تقرير آن ترقّى و تصاعد تواند نمود . هرچه اين كمينه در فنون شعر آموخته ، نمونهاى است كه از رفتوروب بزمگاه آن عاليجاه ، اندوخته و هرقطرهء زلالى كه در كام جان متعطّشان بوادى سخنورى مىچكاند ، رشحهاى است [ كه ] از رشحات سحاب افضال آن صاحبكمال گرفته و هر
--> ( 200 ) . سيد بهاء الدين خواجه حسن نثارى بخارايى ، شاعر و تذكرهنويس تاجيك . وى مقدمات علوم را نزد پدر خود پادشاه خواجه آموخت ، سپس نزد شيداى بلخى و محمد مزيد طبيب به تكميل معلومات خود پرداخت . او مدتى در مدارس بلخ ، قزوين ، مشهد و هرات درس خوانده و در 961 تا 966 قمرى به هند سفر كرده و در بسيارى از علوم مانند : ادبيات ، تاريخ ، جغرافيا ، پزشكى ، فلسفه ، هندسه ، تفسير ، فقه ، رياضيات ، نجوم ، منطق و موسيقى ، بهرهء فراوانى داشت . دو ديوان به او نسبت دادهاند كه گويا موجود نيست و بيشترين آوازهء او مربوط به كتاب « تذكرهء مذكّر احباب » اوست . ديگر آثار وى عبارتند از : « چهار گلزار » ؛ « نفحات القدس » ؛ « بهاريات » ( - نوروزنامه ) ؛ « حسن و حسين » « مجموعهء حكايات واقعى دربارهء اهل قلم و روزگار دشوار آنان » و « انيس العشاق » و جز اينها : هنر در عهد تيموريان ، ص 209 - 210 ؛ دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 466 ؛ تاريخ تذكرههاى فارسى ، 2 / 220 - 223 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 403 ، 576 ، 620 ، 624 ، 626 ، 629 ، 636 ؛ دائرة المعارف شوروى تاجيك ، 5 / 196 ؛ نمونه ادبيات تاجيك ، ص 150 - 151 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 873 ؛ تاريخ ادبيات در ايران صفا ، 5 / 1 / 510 - 511 ؛ نشريهء ايرانشناسى « منابع ادبى در حدود دورههاى شانزده و اوايل بيست و اهميّت آن » ص 2 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 920 .